1
جادهی ساحلی... شبهای اهواز، کارون... قصهی دلنشین
و دوستداشتنیای بود در هرمِ گرمای اهواز که همان اوایلِ راه رها شد. دختر (زن)ِ
جوانِ مطلقهای که دانشجوی یکی از رشتههای پیراپزشکی بود توی اهواز و استادش...
کسی از سرنوشتِ این قصه خبر دارد؟ از نویسندهی آن؟
2
برگشتهام
به کوچههای نوجوانیام. کوچههایی که خیلی فاصله ندارند با کوچههای تمامِ این
سالها، ولی جورِ خوبی بوی نوجوانیهایم را
برچسب:
نویسنده: سام اکبریپور
تاريخ: سه
شنبه
18 مهر
1396 ساعت: 1:22